زهره اولین دوست زندگی من بود. وقتی در چهار پنج سالگی مفهوم دوستی را تازه آموخته بودم. زهره نوه‌ی آ سِد حسین بود (در لهجه کاشانی آقا سید به آ سد مخفف می‌شود). پدرش آقا محسن بود. اسم مادرش که عروس این خانواده بود را یادم نیست. خانه‌شان دیوار به دیوار خانه ما بود و مادربزرگش در یک طرف دیگر آن خانه زندگی می‌کرد. مثل ما. من نوه‌ی اوس جواد سرهنگ (در لهجه کاشانی استاد به اوس مخفف می‌شود) بودم و خانه ما هم دو طرفه بود. خانه ,مخفف می‌شود ,لهجه کاشانی منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

خبر های جدید گیمری دلــــــــ نـــوشـــتـــه دانلود جدیدترین آهنگ ها راه حل تجارت الکترونیک دانلود نوحه های ماندگار ترکی لایسنس نود 32 | یوزرنیم و پسورد نود 32 | آپدیت نود 32 | آفلاین و آنلاین رویا چت|چت روم رویا|چتروم اصلی رویا ـرویا چت Saffron7371